فیلم ضیافت محصول سال ۱۳۷۳ به کارگردانی مسعود کیمیایی است . آهنگسازی این فیلم را بهرام سعیدی بر عهده داشته است. بهرام سعیدی پیش از این فیلم فعالیت هنری خود را با فیلم تجارت مسعود کیمیایی آغاز کرده بود. امیدوارم از شنیدن این موسیقی لذت ببرین.
برای دانلود موسیقی بر روی لینک زیر کلیک راست کرده و save target as را انتخاب کنید.
فیلم 007 - Die Another Day محصول سال ۲۰۰۲ آمریکا است . آهنگسازی این فیلم را David Arnold را بر عهده داشته است . امیدوارم از شنیدن موزیک این فیلم لذت ببرین.
کنسرواتوار موسیقی تهران – جی گرینبرگ پسرکی چهارده ساله است که تا کنون بیش از صد اثر موسیقی خلق کرده است که شامل پنج سمفونی,هفده سونات پیانو و سه کنسرتو پیانو نیز می باشد. بدین ترتیب وی بیش از نیمی از راه را برای پشت سر گذاشتن بتهوون پیموده است. بتهوون نه سمفونی ,32 سونات پیانو و پنج کنسرتو پیانو نوشته است.
آخرین سمفونی جی گرینبرگ توسط ارکستر سمفونی لندن و به رهیری خوزه سربریر چندی پیش اجرا شد و توسط شرکت سونی به بازار عرضه گشت. جاشوآ بل و ساموئل زیمن از جمله چهره های سرشناسی در جهان موسیقی هستند که از وی به عنوان موزارت و مندلسون قرن بیست و یکم نام برده اند. خبرگزاری اسوشیتد پرس با وی مصاحبه ای انجام داده است که در ادامه خلاصه ای از آن ذکر می شود:
AP: ایده هایت را برای خلق یک اثر موسیقی چگونه به دست می آوری؟ جی :معمولا بی مقدمه به ذهنم می آید و جالب آنجاست که در بیشتر مواقع در موقعیتی هسنم که به هیچ عنوان آرامش ندارم و کاغذ و مداد هم برای نوشتن در اختیارم نیست.
AP: وقتی به نوشتن موسیقی می پردازی تکنیک خاصی را دنبال میکنی؟ جی: نه, می نشینم و شروع به نوشتن میکنم همین.
AP: به همین راحتی ؟ و خود به خود موسیقی به ذهنت روان می شود؟ جی : بیشتر مواقع . گذشته تر ها اجازه می دادم هر چه به ذهنم می امد بیاید و همانطور هم رهایش میکردم اما بعد متوجه شدم که برخی از آثار اولیه ام به همین دلیل انسجام ساختاری مناسب ندارند , صدایی غریب میدهند و یا اینکه نواختن انها غیر ممکن است. به عنوان نمونه در قسمتی از اولین پیانو کنسرتو یی که نوشتم هورن نقشی اساسی داشت اما انچه من نوشته بودم یک اکتاو بالاتر از آخرین حد ممکن در نواخن هورن بود.
AP: کویین تت شما تا حد زیادی به آثار بارتوک ( آهنگساز مجار 1881-1945) شبیه است. در نوشتن موسیقی کدام آهنگساز بیشترین تاثیر را یر شما گذاشته است؟ جی: تاثیر عمده بر کارهایم را از باخ , بارتوک و برن اشتاین گرفته ام که البته پروکیف , استراوینسکی و کاپلند هم بی تاثیر نبوده اند.
AP: سمفونی پنجم شما تا حد زیادی مرموزاست و در ابتدا از نقش و نگاری رمز آلود -هم چون آنچه در آرواره های جان ویلیامز به چشم می خورد - بهره می برد.چه چیزی را می خواهید نشان دهید؟ جی : اگر بخواهم رو راست باشم باید بگویم هدف خاصی را دنبال نمی کردم تنها خسته بودم! نیمی از کلاس تاریخ گذشته بود و اگر درست به یاد داشته باشم باید خلاصه درس را می نوشتیم که به جای آن اولین صفحه از سمفونی پنجم را نوشتم.
AP: نوشتن سمفونی پنجم چقدر زمان برد ؟ جی : فکر میکنم از اوایل اکتوبر تا روز انتخابات* طول کشید و بیشترش را هم در مدرسه نوشتم.
AP: در مورد موومان دوم سمفونی پنجم گفته ای که همانند یک فرمول ریاضی است که پایان و آغازی برای آن متصور نیست .زیبایی این موومان به راستی مدیون چیست؟ جی: باید بگویم که فکر می کنم شیوه ای جدید است و شاید به این دلیل جذاب شده است چرا که در بالا رفتن به اوج نمیرسد و در پایین رفتن هم محو نمی شود.
AP: بیست سال آینده خود را در چه موقعیتی می بینی ؟ جی : بیست سال اینده خودم را مردی سی و چهار ساله میبینم و به احتمال زیاد روی کره زمین اگر تا آن موقع زندگی در دیگر سیارات باب نشده باشد. AP: آیا به آهنگسازی ادامه خواهی داد؟ جی : نمی دانم . آن قدر ها هم نمی توانم دورها را ببینم.
* روز انتخابات ) (Election Day : روز ویژه انتخاب مسئولان عمومی در ایالات متحده است که به طور معمول اولین سه شنبه پس از اولین دوشنبه ماه نوامبر است
مترجم : پورنگ ظریف کریمی – کنسرواتوار موسیقی تهران
چهارفصل، عنوانی است برای مجموعه چهار کنسرتوی جداگانه، برای ویولن و ارکستر، که توسط آنتونیو ویوالدی آهنگساز ایتالیایی تصنیف گشته است و شماره های یک الی چهار اپوس هشت این مصنف را در بر می گیرد. کنسرتوی هر فصل از سه قسمت مختلف تشکیل شده و کل اثر در مجموع، مرکب از دوازده موومان است.
هرچند این چهار کنسرتو به شکلی مستقل از یکدیگر تصنیف گشته اند و هر یک به تنهایی نشان از نبوغ ویوالدی در زمینه تصنیف موسیقی و مهارت وی در ویولن نوازی دارند، اما نباید از این نکته غافل شد که این چهار اثر به شکلی بسیار ظریف و متعادل به یکدیگر پیوند خورده اند و چهار پاره ای منسجم را تشکیل داده اند که مجموعه گوشنواز حاصل از آنها، نمایان گر استادی آهنگساز در تصویرگری طبیعت و الهام از آن است.
در هنگام اولین چاپ این اثر، آهنگساز غزلی را که در توصیف طبیعت سروده بود همراه با پارتیتور تصنیف چاپ نمود. جالب اینجاست که موسیقی و غزل آن، چنانند که گویی هر یک بیانی زیبا از دیگریست.
بهار، خود شاید زیباترین توصیفی است که می تواند نام تصنیف آغازین این اثر باشد. موسیقی کوچک کنسرتوی اول این اثر که چون دوران بهار کوتاه و شاداب است، نمایش تصویری است خیال انگیز از این فصل.
دو جمله کوتاهی که از پی هم می آیند و چون تصویری از یکدیگرند ، به زودی جای خود را به سوال و جواب و هم آوازی پرندگان می دهند و اینچنین زیباترین ستایش از بهار طبیعت با موسیقی شکل می گیرد.
پس از تکرار دومین جمله آغازین توسط ارکستر، صدای آبشاری را می شنویم که آرامش خود را به طوفان و رعد وبرقی بهاری می دهد. جملات کوتاه و سریع ویولن تکنواز که به شکل تریوله نواخته می شود، غرش آسمان را باز به دامان آواز و آبشار بهار باز می گرداند
موومان نخست این کنسرتو، بزودی با همان لطافتی که آغاز گشته بود پایان می یابد و رویش برگ درختان آغاز می گردد.
در میانه " بهار"، رویای شیرین ارمغان برگهای نورسته ای است که سایه بر چوپان گسترده اند و چون آشیانی او را در برگرفته اند. در اینجا پارس سگ چوپان که توسط ویولا نواخته می شود، به گوش می رسد. لارگوی لطیف موومان دوم بهار در انتها، جای خود را به شادمانی موومان پایانی می دهد.
در جای جای رقص روستایی آخرین موومان این کنسرتو، تکنواز با گردشهایی زیبا و ظریف به میان شادمانی جمع می آید و باز هنرمندانه از میان آنها می گریزد. ....
با فرا رسیدن تابستان، غریو خشمگین آفتاب آن که گویی درختان را خم می کند، گله چوپان را می سوزاند. تابستان با مقدمه ای کوتاه توسط ارکستر آغاز می گردد و بزودی این مقدمه با تک نوازی ویولن جایگزین می گردد. بخش زیبای اختصاص یافته به تکنواز در این لحظات موسیقی، نشانه ای است از مهارت ویوالدی در نواختن ویولن.
با برگشت دوباره ارکستر به موسیقی مقدمه تابستان، صدای قمری و سهره از ساز تکنواز به گوش می رسد. فضای شگفت انگیز و زیبایی که ویوالدی در این بخش کنسرتو از وزش نسیم ملایم صبا و تقابل آن با تند باد شمال، در ذهن شنونده ترسیم می کند در ادامه با هراس چوپان از این رویارویی، به کمال می رسد و ترس موهوم چوپان به تصویر کشیده می شود...
موومان میانی تابستان، حکایت از چوپان خسته و رنجوری دارد که ترس طوفان او را می آزارد و سرانجام در بخش پایانی این کنسرتو رعد و برق و رگبار به تندی بر مزارع کشاورزان می تازد .
در اینجا تکنواز، با نواختن سریع آرپژهای سه سیمه ای که از پوزیسیون هفتم ویولن آغاز می گردد، دیگر بار تمرکز شنونده را به نکته ای ظریف معطوف می دارد و آن نقش ارزنده ویوالدی در اعتلای سطح تکنیک نوازندگی ویولن در دوره حیات اوست
فیلم دوئل ساخته سال ۱۳۸۳ به کارگردانی احمدرضا درویش است. آهنگسازی این فیلم را مجید انتظامی که سابقه آهنگسازی برای فیلمهای دفاع مقدس را در کارنامه دارد انجام داده است.
Wednesday, February 28, 2007
در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی این همه دوری و پرهیز و تکبر چه کنی
حد و اندازهی هرچیز پدیدار بود مبر از حد صنما سرکشی و کبر و منی
از پی آنکه قضا عاشق تو کرد مرا این همه تیر جفا بر من مسکین چه زنی
از غم تو غنیم وز همه عالم درویش نیست چون من به جهان از غم درویش غنی
مکن ای دوست تکبر که برآرم روزی نفسی سوخته وار از سر بیخویشتنی
این همه کبر مکن حسن تو را نیست نظیر نه ختن ماند و نه نیز نگار ختنی
این دم از عالم عشق است به بازی مشمر گر به بازی شمری قیمت خود میشکنی
گر تو خواهی که چو عطار شوی در ره عشق سر فدا باید کردن تو ولی آن نکنی
آتشي در سينه دارم جاوداني عمر من مرگي است نامش زندگاني رحمتي كن كز غمت جان مي سپارم بيش از اين من طاقت هجران ندارم كي نهي بر سرم پاي اي پري از وفاداري شد تمام اشك من بس در غمت كرده ام زاري نو گلي زيبا بود حسن و جواني عطر آن گل رحمت است و مهرباني ناپسنديده بود دل شكستن،رشته الفت و ياري گسستن كي كني اي پري ، ترك ستمگري ، مي فكني نظري آخر به چشم ژاله بارم گرچه ناز دلبران دل تازه دارد ناز هم بر دل من اندازه دارد اي تو گر ترحمي نمي كني بر حال زارم جز دمي كه بگذرد كه بگذرد از چاره كارم دانمت كه بر سرم گذر كني به رحمت اما آن زمان كه بر كشد گياه غم سر از مزارم ...
نه اولش پیداست و نه آخرش با این همه باید تا آخرش بروم بگذار بنشینم و نفس تازه کنم نترس تصمیم من عوض نمی شود به سنگی بدل نمی شوم که کنار راه افتاده باشد نترس هر طور شده این راه را تا آخر می روم ...
اگر فیلم هایی چون پاپیون، طالع نحس یا مومیایی را دیده باشید بدون شک متوجه موسیقی بسیار زیبای این فیلمهای بزرگ شدید. آهنگساز این کارهای بزرگ شخصی است بنام جری گلد اسمیت که چند روز گذشته در سن 75 سالگی از دنیا رفت، به گوشه هایی از زندگی هنری این موسیقیدان بزرگ توجه کنید.
در سال 1929 در کالیفرنیا بدنیا آمد، از سن 6 سالگی شروع به نواختن پیانو کرد و در 14 سالگی به فراگیری دانش هارمونی، کنترپوان و آهنگسازی پرداخت. این امکان نیز برای او مهیا شد تا در سر کلاسهای درس آهنگسازی Miklos Rozsa موسیقیدان افسانه ای سینما، در دانشگاه کالیفرنیا حاضر شود و البته نشان داد که یگانه شاگرد موفق وی نیز بوده.
علاقه بسیار زیادی به موسیقی ارکسترال داشت و تا مدتها آهنگساز کنسرت های بزرگ بود اما به دلیل نبودن امکان برگزاری کنسرت های متعدد و عدم ارضای روح تشنه وی که تمایل به آهنگسازی شبانه روزی داشت، تصمیم گرفت هرچه سریعتر حرفه کاری خود را عوض کند.
در سال 1945 تحت تاثیر صحبت های Miklos Rozsa و Ingrid Bergman ستاره سینمای هالیوود قرار گرفت و شروع به آهنگسازی فیلم کرد.
در سال 1950 کار رسمی خود را در CBS آغاز کرد، ابتدا بعنوان کارمند عادی و خیلی زود بعنوان آهنگساز برنامه های رادیویی، تا سال 1960 با CBS همکاری میکرد. پس از آن در سال 1962 نامزد دریافت جایزه اسکار برای موسیقی فیلمFreud هم شد و در سال 1963 با همکاری کمپانی Universal موسیقی فیلم Lonely Are The Brave را ساخت.
پس از آن قرارداد همکاری با کمپانی 20th Century Fox را امضا کرد و شروع به ایجاد تحول در موسیقی فیلم های این کمپانی کرد. تا سال 1970 که تقریبا" بزرگترین چهره آهنگسازی سینما بود فیلم هایی چون A Patch Of Blue, Lilies Of The Field, The Sand Pebbles, The Planet Of The Apes, The Blue Max و Patton از جمله کارهای موفق وی بودند.
او تشنه کار کردن بود و به همین دلیل نتوانست که به سمت سریال های تلویزیونی کشیده نشود. سریالهای تلویزیونی آشنایی چون The Waltons و Star Trek از جمله کارهای موفق او در تلویزیون بودند که در ایران نیز سالها پخش میشد. موسیقی فیلمهایی مانند پاپیون و محله چینی ها (Chinatown) که در سینماهای ایران مورد استقبال فراوان قرار گرفتند نیز از این آهنگساز بزرگ بود.
او بازهم کار کرد و در دهه 80 موسیقی فیلم هایی چون اولین خون ، کاپری کورن یک ، The Final Conflict ، Runaway ، Criminal Law و ... را ساخت. در دهه 90 موسیقی فیلم های بزرگی چون Total Recall ، Basic Instinct ، Air Force One ، The Mummy، Hollow Man ، Forever Young و بسیاری کارهای دیگر از ساخته های او بود.
او توانست بیشتر از هشتاد Award برای ساخته های خود بدست آورد و در سال 1976 توانست جایزه اسکار موسیقی برای فیلم The Omen که در ایران بنام طالع نحس معروف شد را نصیب خود نماید. با نگاهی گذرا به این صفحه می توانید به توانایی این هنرمند در ساخت موسیقی فیلم پی ببرید.
موسيقى متن فيلم «خيلى دور، خيلى نزديك» ساخته محمدرضا عليقلى برنده سيمرغ بلورين بهترين آهنگساز در بيست و سومين جشنواره فيلم فجر و يكى از بهترين كارهاى چند سال اخير سينماى ايران در زمينه آهنگسازى فيلم است موسيقى اى كه برخلاف گفته كاراكتر روحانى فيلم نه تنها روى مغز و اعصاب تماشاچى راه نمى رود بلكه گوش و ذهن او را نوازش مى كند و به خوبى در خدمت داستان و فضاى فيلم قرار دارد. «خيلى دور، خيلى نزديك» يك فيلم جاده اى و داراى يك شخصيت محورى است. دكتر عالم (مسعود رايگان) در طول گذر از كوير با آدم هايى روبه رو مى شود كه هر يك اثرى بر او مى گذارند و مى روند. فيلم به جز اينها دو شخصيت محورى ديگر دارد كه هيچ گاه ديده نمى شوند، اما در سراسر فيلم در ذهن تماشاگر حضور دارند، يكى سامان پسر دكتر عالم و ديگرى موسيقى فيلم!موسيقى در «خيلى دور، خيلى نزديك» دقيقاً به مثابه يكى از كاراكترهاى فيلم ايفاى نقش مى كند، چرا كه موضوع و داستان فيلم متافيزيكى و معنوى است و كارگردان و آهنگساز با هوشمندى و ظرافت از اين هنر آسمانى در صحنه هاى فيلم استفاده كرده اند.مثلاً در يكى از صحنه هاى ابتدايى فيلم دكتر مشغول توضيح وضعيت دختر بيمارى كه در حالت كما قرار دارد براى خانواده اوست و جملاتى با اين مضمون مى گويد: - تصور كنيد يك آدمى در يك چاه گير كرده، نه نورى هست، نه صدايى، نه غذايى و نه حتى كسى كه از وضعيت اين آدم باخبر باشد...كارگردان در اين سكانس بى موسيقى با تاكيد بر چهره او به راحتى به تماشاگر مى گويد كه آن كسى كه در چاه گير افتاده، در واقع خود دكتر است.در پلان هاى بعدى كه دكتر اسكن هاى مربوط به سر فرزندش سامان را مى بيند و پى به بيمارى او مى برد، يك باره موسيقى با تم فاجعه شروع مى شود و وقتى كه دكتر با دستمال كاغذى عرق چهره اش را پاك مى كند، شدت بيشترى مى گيرد. اين موسيقى با تداوم در صحنه هاى بعد (رانندگى دكتر و رفتن به مطب دوست و همكار متخصص اش) با توضيحات آرام كننده دوست دكتر در مورد بيمارى سامان حالت آرام ترى پيدا مى كند.در واقع موسيقى و پرداخت سينماى همين چند صحنه، درباره دكتر اين توضيح اساسى را به تماشاگر مى دهد كه او آدمى به شدت تحت تاثير دنياى بيرون و فاقد جنبه هاى معنوى و درونى است.در سينماى كلاسيك، كارگردان ها معمولاً براى شخصيت پردازى و پيشبرد بهتر داستان فيلم از تضادهاى شخصيت هاى مثبت و منفى استفاده وافرى مى برند و چون در «خيلى دور، خيلى نزديك»، كاراكتر اصلى ضدقهرمان بوده تكميل اين وظيفه برعهده سامان، افرادى مثل آن خانم دكتر جوان و همچنين موسيقى فيلم افتاده است.
سامان برخلاف پدرش كه گوشه چشمى به منشى زيباى خود دارد، آدمى معنوى است. او هم به نجوم و رصد كردن ستارگان _موجودات آسمانى- علاقه مند است و هم دل در گرو عشق دخترى به نام نگين دارد. در حالى كه دكتر فقط از نظر موقعيت دنيوى و اجتماعى و در نهايت علمى آدم موفقى است و در بقيه مسائل به شدت لنگ مى زند!نگاه كنيد به صحنه اى كه دكتر به اتفاق نسرين (الهام حميدى) پس از معاينه آن نوجوان حادثه ديده در دل كوير با اتومبيل به سمت مبدأ حركت مى كنند. با حركت ماشين موسيقى آغاز و با به صدا درآمدن زنگ موبايل دكتر موسيقى قطع مى شود. دكتر در دل شب ماشين را متوقف مى كند و پياده مى شود و به خيال خود مى كوشد تا به سامان اميد بدهد _ در حالى كه وضعيت روحى خود او، با بازى خوب مسعود رايگان اصلاً مطلوب نيست _ در مقابل سامان تلفنى براى نسرين از «سحابى ها» و سفره هفت سين سال تحويل مى گويد و موسيقى مفصل در مينور حال و هواى قشنگى به حرف هاى آن دو مى دهد. اين حرف ها نوعى امانت به شمار مى آيند كه سامان آنها را به پدرش مى گويد و ترجيح مى دهد به نسرين _ پزشك جوانى كه فداكارانه در كوير مانده و به مردم خدمت مى كند _ انتقال دهد.در صحنه هاى بعد نگين- دوست سامان- به دكتر تلفن مى زند و به او خبر مى دهد كه سامان بيهوش شده، با توصيه هاى دكتر به نگين وقتى كه سامان به هوش مى آيد و چند كلام با پدرش حرف مى زند، صداى اركستر را مى شنويم كه با پايان مكالمه و اضافه شدن ويولن حالتى ريتميك به خود مى گيرد. اين موسيقى مفصل و طولانى-درست مانند صحنه هاى اوج فيلم هاى كلاسيك تاريخ سينما- روى ديالوگ هاى دكتر و نسرين ادامه مى يابد.(به خصوص آنجا كه نسرين به دكتر مى گويد: «مى بخشيد استاد، من فكر مى كنم اين آقا سامان نيست كه به كمك احتياج دارد...»)اين موسيقى با گريه دكتر بعد از جداشدن از نسرين قطع مى شود. يكى از دلايل موثر از كار درآمدن موسيقى عليقلى، استفاده حساب شده او از موسيقى است. فيلم پر از حاشيه هاى صوتى غنى و گوش نواز است. مانند جايى كه دكتر كارت تبريك سامان به مناسبت سال نو را در خانه مى بيند و صداى زنگ ساعت- شبيه ناقوس كليسا- شنيده مى شود يا قطع موسيقى در پى كند شدن ريتم آن در صحنه اى كه اتومبيل دكتر به دليل عبور كاروان شتر ها مى ايستد و صداى زنگ شتر ها به گوش مى رسد و همچنين صداهاى آواز مانند ناشى از حركت اتومبيل در جاده كه گاه و بيگاه در خدمت فيلم است.در صحنه پايانى فيلم، دكتر - كه اتومبيلش تقريباً زير شن هاى كويرى مدفون شده- را مى بينيم كه نيمه جان مشغول مرور صحنه هاى فيلمبردارى شده با هندى كم خودش است و موسيقى ريتميك با لحنى مهربان در حال پخش است. او كه ديگر دارد آخرين نفس ها را مى كشد، به سقف اتومبيل خيره مى شود و با شنيدن صداى محكم يك تپش قلب موسيقى قطع مى شود. در ادامه صداى تلاش كسى يا كسانى را مى شنويم كه موفق مى شوند سقف اتومبيل را كنار بزنند و سرانجام صداى سامان كه مى گويد: «خوبى بابا؟» فيلم با روشنايى و دست سفيد سامان كه از «بالا» به كمك پدرش مى آيد تمام و موسيقى تيتراژ پايانى آغاز مى شود.
دوستانی که تاکنون موزیکی در خواست کرده اند و روی بلاگ قرار نگرفته است . در اسرع وقت به در خواستشون رسیدگی میشود. پیشاپیش از صبر و بردباری شما عزیزان سپاسگزارم.
قبل از هر چیز از نظرات و انتقادات پر مهر شما عزیزان سپاسگزارم
مطلب دوم اینکه بعضی از دوستان در دانلود موزیکها به مشکل بر خوردن و خواستار ترمیم بخشهای ناقص وبلاگ شدند.
باید به این دوستان گلم از جمله نگار خانم و آقای مسیح بگم که بخشهای ناقص ترمیم شده ولی باید برای دانلود بعضی از موزیکها روی لینکشون کلیک راست کرده و از طریق Save target as موزیک رو دانلود کنین. که موزیک پدر خوانده در آرشیو تیر و موزیک پاپیون در آرشیو شهریور از این جمله است.
امیدوارم که در وبلاگ به مشکلی برنخورید ولی در صورت هرگونه مشکلی حتماْ به من اطلاع بدین.
منتظر انتقادات .پیشنهادات و در خواستهای شما دوستان هستم
سلام دوستان عزیز موزیک متن فیلمهای درخواستی شما رو از این به بعد در یک بخش مجزا به نام "پاسخ به درخواست شما" قرار میدم.امیدوارم راضی باشید و از شنیدنشون لذت ببرین. منتظر پیشنهادات و انتقادات شما دوستان هستم.
موسیقی فیلم سینما پارادیزو یکی از موسیقیهای درخواستی شما دوستان بود که دوست عزیز محمد این موزیک رو درخواست کرده بود. امیدوارم ار شنیدن این موزیک لذت ببرین
موزیک این فیلم ساخته آهنگساز محبوب دنیای موسیقی فیلم Ennio Morricone است.
ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد میگویم و امیدوارم که مطالب آن برای شما مفید واقع شود . هدف من از ایجاد این وبلاگ : ایجاد یک وبلاگ متفاوت با سایر وبلاگ های حال حاضر و در اختیار گذاردن موسیقی فیلمهای منتخب شما و آثار موسیقی کلاسیک است.